• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Monday - 2 February - 2026
یادداشت:

داغ بلوط جوان؛ مرثیه‌ای برای فرزند کوهدشت

  • کد خبر : 91054
  • ۰۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۱
داغ بلوط جوان؛ مرثیه‌ای برای فرزند کوهدشت
بلوط جوان؛ یاد و مرثیه مهدی حیدری، ۲۶ ساله کوهدشتی که در دفاع از امنیت مردم جان خود را فدا کرد و همچنان نماد شجاعت و غیرت شهر است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، دی‌ماه بود… شبی که آسمانِ کوهدشت بویِ باران نمی‌داد؛ بویِ غبار می‌داد و التهاب. هُرمِ گرانی و تورم، سفره‌ها را کوچک کرده بود و گلایه‌های مردم، حق بود. اما در لایه‌های تاریکِ این فریادها، چشم‌های گرگ‌صفتی از آن‌سوی مرزها، از اتاق‌های فکر «سیا» و «موساد»، برای امنیتِ ما دندان تیز کرده بودند.

آن‌ها می‌خواستند اعتراضِ نجیبانه را به آشوبی داعش‌گونه تبدیل کنند؛ فتنه‌ای که در آن چه خون‌های بی‌گناهی بر زمین ریخت؛ از مدافع امنیت گرفته تا مردم فریب‌خورده‌ای که اسیرِ جادوی فضای مجازی شده بودند.

در میان آن شلوغیِ ۱۸ دی‌ماه در میدان امام، جوانی ۲۶ ساله ایستاده بود که قدش به بلندای بلوط‌های زاگرس می‌رسید: مهدی حیدری. او نیامده بود تا مقابل هم‌شهری‌اش بایستد، او سپرِ بلای همان‌هایی شده بود که از سرِ درد فریاد می‌زدند.

اما ناگهان، شلیکِ کینه‌ای هدفمند، سکوت را درید. مهدی غرق در خون شد و پس از ۶ روز صبوری بر تخت بیمارستان، در ۲۴ دی‌ماه به آسمان پرکشید، من هنوز در بُهتِ آن شب مانده‌ام…

چطور می‌شود شهری، فرزندِ خودش را که جان‌فدایِ امنیتشان بود، چنین غریبانه به خاک بسپارد؟ دعای من، تمنای شبانه‌ی من این است: «ای کاش، آن روزی که نقاب از چهره‌ی قاتلِ مهدی می‌افتد، او هم‌شهری ما نباشد!» چرا که شانه‌های کوهدشتِ غیور، تابِ کشیدنِ ننگِ سنگینِ «فرزندکُشی» را ندارد.

ما مردمی هستیم که به غیرت و برادری شناخته شده‌ایم، نه به زخمی کردنِ پهلویِ برادر. آقایان مسئول!
شمایی که پشتِ میزها نشسته‌اید؛ اگر ریشه‌ی این آشوب‌ها در فقر و تورم است، بدانید که مدیونِ قطره‌قطره‌ی این خون‌ها هستید. گاهی سوءمدیریت‌های شما کاری کرده که وقتی کسی به نظام انتقاد می‌کند، ما هم زبانمان کوتاه می‌شود؛ نه اینکه نخواهیم دفاع کنیم، بلکه از فقرِ اقتصادیِ مردممان شرمساریم.

اما دشمن بداند، ما اگر از بی‌تدبیری شاکی هستیم، پای «اسلام» و «رهبرمان» تا آخرین قطره خون ایستاده‌ایم. شاهدِ این ادعا، صلابتِ پدرِ شهید مهدی حیدری است. او که در روز تشییع، کوه را شرمنده کرد و گفت: افتخار می‌کنم پسرم شهید شد؛ من جانِ خودم را هم فدای این انقلاب می‌کنم.

خدایا! شرِ این شیطان‌صفتانِ دشمنِ دین را به خودشان برگردان و مردم کشورم را در صلح و آرامش نگاه دار. ما بیداریم تا نگذاریم آن شبِ سیاه، دوباره بر سپیده‌ی این انقلاب سایه بیندازد.

محمدحسین خیرالهی

‌‌‌‌‌️

لینک کوتاه : https://www.kanoonsobhan.ir/?p=91054

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 2در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.