به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، جان ما در برهوت زندگی، گاهی به پُستِ تابستانی میخورد که آتش میبارد؛ بادی داغ که مغز استخوان صبر را خشک میکند و تَر و تازگی امید را از مزرعهی سینه میدزدد. آدمیزاد، شکستنی است؛ تا آفتاب گرفتاری تند بتابد، پای ارادهاش در گِل میماند و آیینهی نگاهش در طوفانِ «چه کنم؟» تار میشود.
درست وسطِ همین خشکسالی آرامش، وقتی سایهی ناامیدی روی دیوارِ دل پهن شده، زیرک کسی است که پنجره را باز بگذارد و منتظرِ بادِ موافق باشد. خیلی وقتها، از جایی که فکرش را نمیکنی، ناگهان نوری میزند بیرون، درست مثل وقتی که سپیدی سحر، یقهٔ شب سیاه را پاره میکند؛ یا آب خنکی که از دل سنگ میجوشد.
و آن، یک هوای تازه از سمتِ بالاست؛ وقتی برسد، فقط خشکی گلو را نمیگیرد، بلکه قلبی را که سالیان سال است از تپش افتاده، دوباره کوک میکند.
این شربت رسیدن، معجونی است که شیرینیاش وامدارِ هیچکس نیست؛ خود خدا با دست خودش، شَهدِ ناب «عنایت» را در آن حل کرده و عطرِ «آشتی» به آن زده است؛
شرابی طَهور که تلخی صبر بِبَرَد و مستیِ حُضور بیارَد.
کسی که شامهٔ روحش کیپ نشده باشد، میفهمد که این مزه مالِ خاک و گِلِ اینجا نیست؛ قطرهای است که از باغهای آنطرفِ ابرها، روی زبانِ تلخِ ما چکاندهاند تا یادمان بیاید خانهی اصلی کجاست.
“در تقویم عمرتان، گاهی نسیمهایی از سمتِ پروردگار میوزد؛ خودتان را سرِ راهِ این بادها قرار دهید! شاید یکی از آنها به شما بخورد و دیگر هرگز رنگ تیرهبختی را نبینید.”
این، کد رمز است: گاهی وسطِ روزمرگی، بیهوا پنجرهای باز میشود. این نسیمها، فقط هوای تازه نیستند؛ “پیکهای یادآوری”اند.
«گفت پیغامبر که نفحتهای حق
اندرین ایام میآرد سبق
گوش و هش دارید این اوقات را
در ربایید این چنین نفحات را»
تا وقتی گدای بوی خوشی، عطرت میپرد و تمام میشود. اما اگر فهمیدی که منبعِ عطر خودت هستی، دیگر “خوشبو” نمیشوی، خودِ “بویِ خوش” میشوی.
و گل که هیچوقت بوی خودش را گم نمیکند،
پس وقتی بادِ موافق وزید، پنجره را نبند؛ نفس بکش و یادت بیاید که تو مشتریِ مغازهی شادی نیستی، تو خودِ صاحبدکانی!
پس حواست جمع باشد! این بادِ خنکِ مهربانی، همیشگی نیست و ساقیِ خوشبختی، یکبند برایت لیوان پر نمیکند. شکارچی ثانیهها باش؛ تا وقتی آن یارِ پنهانی، پرده را کنار زد و از پستوی آسمان بیرون آمد، کاسهی جانت را جلو بگیری و چنان سرمست شوی که پریدن نداشته باشد.
به قلم آیت الله احمد مبلغی

