محمد حقی زاده، کارشناس مسائل سیاسی با خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، به گفتگوی تفصیلی نشستند؛ متن گفتگو به شرح زیر است:
با توجه به شرایط منطقه و تحولات اخیر، تحلیل شما از ریشههای شکلگیری جنگ تحمیلی سوم چیست؟
همانطور که مستحضرید، از ابتدای شکلگیری انقلاب اسلامی، به دلیل ماهیت آن که در تضاد با منافع دنیای استکبار بود، توطئههای متعددی علیه ایران اسلامی طراحی شد. در سالهای ابتدایی انقلاب، کشور با چالشهایی همچون ناامنی، تهدید، ترور و در نهایت جنگ تحمیلی هشتساله مواجه شد؛ همه این اقدامات با هدف مهار انقلاب و جلوگیری از پیشرفت ایران صورت گرفت. این روند در واقع یک تقابل مستمر بوده که در مقاطع مختلف با شکل و شدت متفاوت ادامه پیدا کرده است.
پس از پایان جنگ تحمیلی اول، این تقابل چگونه ادامه یافت؟
بعد از آن دوره، دشمنان رویکرد خود را تغییر دادند و از جنگ سخت به سمت جنگ نرم و ترکیبی حرکت کردند. تحریمهای اقتصادی، فشارهای سیاسی، جنگ رسانهای و تلاش برای ایجاد نارضایتی داخلی، بخشی از این سناریو بود. هدف اصلی، تضعیف پایههای قدرت داخلی ایران و کاهش اعتماد عمومی بود.
نقش جنگ رسانهای و فضای مجازی در این تقابل را چگونه ارزیابی میکنید؟
جنگ رسانهای یکی از مهمترین ابزارهای دشمن در سالهای اخیر بوده است. آنها تلاش کردند با تولید اخبار جهتدار، شایعهسازی و عملیات روانی، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند. در واقع، قبل از هر اقدام میدانی، یک عملیات گسترده ذهنی و رسانهای طراحی میشود تا بستر اجتماعی برای اقدامات بعدی فراهم گردد.
اهداف کلیدی دشمنان در جنگ تحمیلی سوم چه بود؟
اهداف را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
اول، ضربه به ساختار حاکمیتی از طریق ترور و حذف نیروهای کلیدی.
دوم، ایجاد ناآرامی داخلی و همراهسازی مردم با پروژه براندازی.
سوم، فروپاشی سریع نظام در بازه زمانی کوتاه (۴۸ تا ۷۲ ساعت).
چهارم، تجزیه کشور و تسلط بر منابع راهبردی مانند نفت و گاز.
و در نهایت، نابودی زیرساختهای حیاتی برای جلوگیری از بازسازی سریع کشور.
چرا این اهداف محقق نشد و این سناریو شکست خورد؟
مهمترین دلیل، شناخت نادرست دشمن از جامعه ایران بود. مردم ایران در بزنگاههای تاریخی نشان دادهاند که در برابر تهدید خارجی متحد میشوند. روحیه استقلالطلبی و استکبارستیزی در فرهنگ سیاسی مردم نهادینه شده است. از سوی دیگر، مدیریت کلان کشور با هدایت رهبر شهیدمان، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای(ره) و استمرار آن توسط رهبر معظم انقلاب، موجب شد تصمیمات بهموقع و مؤثر اتخاذ شود.
نقش نیروهای مسلح و جبهه مقاومت در این پیروزی چه بود؟
بدون تردید، نقش نیروهای مسلح بسیار تعیینکننده بود. سپاه، ارتش، بسیج و سایر نهادهای امنیتی با هماهنگی کامل، توانستند تهدیدات را مهار کنند. همچنین جبهه مقاومت بهعنوان عمق راهبردی ایران، در کاهش فشارها و ایجاد موازنه نقش مهمی ایفا کرد. این هماهنگی نشاندهنده بلوغ ساختار دفاعی کشور است.
جایگاه مردم در این معادله چگونه تعریف میشود؟
مردم، مهمترین رکن قدرت ملی هستند. حضور و حمایت آنها باعث شد بسیاری از محاسبات دشمن بههم بخورد. برخلاف تصور دشمن، نهتنها همراهی با آنها شکل نگرفت، بلکه انسجام داخلی افزایش پیدا کرد. این سرمایه اجتماعی، بزرگترین پشتوانه نظام است.
آیا میتوان این تقابل را پایانیافته دانست؟
خیر، تا تحقق خواسته های به حق جهموری اسلامی ادامه دارد. ممکن است شکل آن تغییر کند، اما اصل دشمنی باقی است. امروز جنگها بیشتر به سمت ترکیبی شدن رفتهاند؛ یعنی تلفیقی از جنگ اقتصادی، رسانهای، سایبری و امنیتی. بنابراین، آمادگی همهجانبه یک ضرورت است.
مهمترین درسهای این جنگ برای آینده چیست؟
چند درس اساسی وجود دارد:
اول، اهمیت وحدت ملی و انسجام داخلی.
دوم، ضرورت تقویت بنیه دفاعی و بازدارندگی.
سوم، توجه ویژه به جنگ رسانهای و مدیریت افکار عمومی.
چهارم، کاهش وابستگی اقتصادی و حرکت به سمت خودکفایی.
و در نهایت، اعتماد به ظرفیتهای داخلی کشور.
جمعبندی نهایی شما از نتیجه این تقابل چیست؟
در مجموع، به اعتراف بسیاری از کارشناسان، جمهوری اسلامی ایران پیروز این میدان بوده است؛ چرا که دشمنان به اهداف اصلی خود دست نیافتند. این پیروزی نشان داد که ترکیب رهبری هوشمندانه، توان دفاعی بالا و حمایت مردمی میتواند هر تهدیدی را خنثی کند. بدون تردید، در ادامه نیز دشمنان ناچار خواهند شد در برابر اراده ملت ایران عقبنشینی کرده و خواستههای بهحق این ملت را بپذیرند.
انتهای خبر/

