به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، عزیزمراد رحمتی، کارشناس مسائل سیاسی نوشت: آنچه امروز در پهنه جهان شاهدیم، فراتر از جنگهای کلاسیک، «نبرد علیه کودکان» است. از ۱۶۸ کودک در میناب که رؤیاهایشان زیر سایهی بیتوجهیها دفن شد، تا ۱۷ هزار و ۵۸۱ کودک شهید در غزه که روزانه به آمارشان افزوده میشود؛ این ارقام، آمار نیستند، «سندِ جرمِ سکوت» ما هستند.
در دنیای امروز، «حَرمله» دیگر نه با کمان، که با کراوات و لبخند پشت میزهای مذاکره مینشیند. او کسی است که با استفاده از حق «وتو» در مجامع بینالمللی، راه هرگونه توقف جنایت را مسدود میکند و با معیارهای دوگانه، مرگ کودکان را به یک عددِ معمول در اخبار روزانه تقلیل میدهد.
روانشناسان بر این باورند که بیتفاوتی «آموختنی» است. تماشای روزانه تصاویر مرگ و عبور از کنار آن، وجدان را به حالتی از «عادیسازی» میکشاند. از منظر جامعهشناسی نیز، ساختار ظلم دقیقاً بر پایهی همین سکوتِ همگانی استوار است. اگر جامعهای به خواب نرود، هیچ ظالمی توانِ کشیدن کمان را نخواهد داشت؛ چرا که «سکوتِ تماشاگر»، همان تیری است که در چلهی کمانِ قاتل مینشیند.
جامعه بینالمللی با ادعاهای حقوق بشریاش، امروز در آزمون «انسانیت» شکست خورده است. وقتی مادری در غزه برای یاری فریاد میزند و جهان درگیر تماشای محتواهای بیارزش مجازی است، یعنی «امتِ» انسانیت درگیر بحران هویت شده است.
نام «ماکان نصیری» در میناب و هزاران کودک بینام و نشان زیر آوارهای غزه، تنها سنگقبر نیستند؛ آنها «سؤالاتِ بیپاسخِ» تاریخ از من و تو هستند. آیا وقتی سر سفره مینشینیم، طعم این سکوت در گلویمان گره نمیخورد؟
آیهی ۷۵ سورهی نساء، یک دستورالعملِ تاریخی است: «وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ…». امروز روزِ فرار از مسئولیت نیست. فردا که در پیشگاه حقیقتِ مطلق قرار بگیریم، «نمیدانستم» یا «فکر میکردم به من مربوط نیست» خریدار نخواهد داشت.
باید برخاست؛ نه با بیانیههای کاغذی، بلکه با «وجود». برای کودکی که همین حالا در میان آوار، چشمانتظارِ فریادِ من و توست. سکوت، همدستی با جنایت است؛ و این محاکمه، از همین لحظه آغاز شده است.

