عزیزمراد رحمتی، تحلیلگر مسائل سیاسی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، به تشریح ابعاد و راز ماندگاری سیره مدیریتی شهیدان رجایی و رئیسی در حافظه تاریخی ملت ایران پرداخت و اظهار داشت: من ریشه این را در پارادایم پنهان آنها جستجو میکنم. راز اول، در آسیبشناسی قدرت نهفته است؛ آفت بزرگ دولتها، عادیانگاری قدرت و تکنوکراسی بیروح است.
وی در ادامه بیان کرد: مدیران معمولی، قدرت را حق خود میدانند و مردم را ابزار بقای خود. اما شهید رجایی و شهید رئیسی، این معادلهی شوم را برهم زدند! آنها مدیریت را نه تاج و تخت، که امانت الهی و بار سنگین مسئولیت دیدند.
تحلیلگر مسائل سیاسی در خصوص شاخصه اصلی مدیریت شهید رجایی عنوان کرد: رجایی، با آن پیراهن ساده و کفشهای واکسنخورده، به تاریخ آموخت که میتوان رئیسجمهور بود، اما در کوچههای خاکی محرومان نفس کشید. او در واقع زهد مدیریتی را معنا کرد؛ جایی که سفرهی مدیر و کارمند، یکی و همرنگ بود. این نوع نگاه به قدرت، پایهایترین اصل در جذب دلهای مردم و عبور از ساختارهای خشک اداری بود.
رحمتی به احیا شدن مشی مدیریتی شهید رجایی توسط شهید رئیسی اشاره کرد و افزود: سالها بعد، شهید سید ابراهیم رئیسی این میراث را در طوفانی سهمگینتر احیا کرد. در دورانی که سرمایه اجتماعی بر اثر فاصلهی نخبگان و تودهها زخمی بود، رئیسی مدیریت میدانی و جهادی را احیا کرد.
وی بیان کرد: او کابوس خوشخواب مافیاهای قدرت و ثروت بود و پناهگاه دلهای شکسته. راز موفقیت او، در شجاعت مواجهه با حقیقت و تلاش خستگیناپذیر برای کرامت انسانی بود که در عمل ثابت کرد که میتوان در سختترین تحریمها و بحرانها، سربلند و مردمی زیست.
تحلیلگر مسائل سیاسی این دیدگاه را از نظر علمی بررسی کرد و افزود: در علم مدیریت، ما از الگوی رهبری خدمتگزار سخن میگوییم، اما آن دو شهید، حتی از مرز رهبری هم گذشتند و به عشق ورزیدن به خدمت رسیدند. آنها دیگری درون خود را کشتند تا ملت را اثبات کنند.
رحمتی بیان کرد: موفقیت واقعی آنها، صرفاً در ساختن پلها و جادهها نبود؛ موفقیت اصلی آنها، در ساختن اعتماد در ویرانههای بدبینی بود. آنها به خوبی میدانستند که حکمرانی خوب، با بخشنامه ساخته نمیشود؛ بلکه با همدردی، با شنیدن صدای بیصدایان و با شرمساری از محرومان شکل میگیرد.
وی تصریح کرد: امروز، چهار دهه میگذرد و ما در تالار آینهی تاریخ ایستادهایم. دولتهای دیگر، همواره در جستجوی میراث فیزیکی و نام خود در تاریخ بودند، اما رجایی و رئیسی، میراث معنوی و آبروی نظام را برای ایران به یادگار گذاشتند. آنها ثابت کردند که در آسیبشناسی سیاسی، تنها یک پادزهر قطعی برای بقای مدیران وجود دارد و آن اخلاص عمل و خلوص نیت است.
تحلیلگر مسائل سیاسی در پایان گفت: آنها شهید شدند، اما در واقع، این مفهوم قدرت بود که در برابر مفهوم خدمت به شهادت رسید. یادشان زنده است، چون آنها در رگهای تاریخ این سرزمین جریان یافتند؛ جریان زلال خدمتی که هرگز در گلولای سیاستبازی، کدر نخواهد شد. آنها رفتند، اما مکتب انسانسازی مدیریتیشان، تا ابد بر قلهی تاریخ ایران خواهد درخشید.
انتهای خبر/

