به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، در روزهایی که آسمان کشورمان زیر بار بمباران بود، پرستاران بعضی مناطق تنها با تجهیزات محدود، در میان آوارها به دنبال جان انسانها میگشتند. ادیب گراوند پرستار کوهدشتی، شرایط آن روزها را اینگونه بیان میکند: در آن لحظات، اولویت اصلی ما مدیریت بحران بود. باید یاد میگرفتیم که برای نجات بیشترین تعداد جانها، احساسات را کنار بگذاریم و تمرکزمان را بر کوتاهترین زمان ممکن برای ارائه خدمات بگذاریم. اگر غرق در غم میشدیم، دیگر کسی را نجات نمیدادیم.
وی در خصوص کمبود دارو در آن لحظات حیاتی میگوید: گاهی داروهای حیاتی تمام میشد و ما مجبور بودیم با کمترین امکانات و حتی با استفاده از دانش تجربی و خلاقیت، شرایط را مدیریت کنیم. اما نکته اینجاست که وقتی هدف، حفظ جان یک انسان است، دست ما خالی نیست؛ بلکه از قدرت معنوی و همبستگی مردمی نیرو میگرفتیم. گاهی یک بستهی پانسمان ساده، با دستهای لرزان اما با ایمانی قوی، معجزه میکرد.
گراوند در ادامه افزود: در تحلیل شرایط جنگ، شناخت ماهیت دشمن اولین گام مقاومت است. دشمن در آن روزها تنها به دنبال تصرف خاک نبود، بلکه هدف اصلیاش درهمشکستن ارادهی ملی و ایجاد بنبست روانی در جامعه بود. بمباران مناطق مسکونی و ایجاد تنگناهای دارویی، ابزارهایی برای تضعیف پشتوانهی مردمی نظام بود.
پرستار کوهدشتی هدف اصلی دشمن را شرح داد: دشمن در جنگهای نوین و کلاسیک، ابتدا امید را نشانه میگیرد. وقتی دارو تحریم میشود یا بیمارستانها هدف قرار میگیرند، پیام دشمن ایجاد ترس و تسلیم است. اما همانطور که در روایتهای دفاع مقدس میبینیم، آگاهی از این مکر دشمن باعث شد تا کادر درمان و مردم، نه تنها تسلیم نشوند، بلکه با تکیه بر توان داخلی و خلاقیتهای میدانی، تهدید را به فرصتی برای خودکفایی تبدیل کنند. وظیفه ما در برابر چنین دشمنی، پیشبینی سناریوهای نفوذ و حفظ هوشیاری در تمامی سنگرهاست؛ چه سنگر درمان و چه سنگر اقتصاد.
گراوند نقش زنان را اینگونه ترسیم میکند: حضور بانوان در آن دوران، ستون اصلی امدادرسانی بود. آنها همزمان در دو جبهه میجنگیدند؛ جبههی درمان و جبههی مدیریت اضطراب خانوادگی. همین نقش دوگانه به آنها قدرتی دوچندان داده بود. این نشاندهندهی آن است که در زمان جنگ، وظیفهی حفظ انسجام اجتماعی بر عهدهی کسانی است که روح جاری زندگی را در خانه و جامعه حفظ میکنند.
وی ارتباط با مردم را اینگونه شرح داد: ما یاد گرفته بودیم که آموزش بقا بخشی از درمان است. وقتی به محل مورد نظر میرفتیم، فقط دارو نمیدادیم؛ بلکه به آنها یاد میدادیم چطور در میان انفجارها، آرامش خود را حفظ کنند. ما میدانستیم که اگر مردم دچار وحشت جمعی شوند، تلفات ما چندین برابر خواهد شد.
پرستار کوهدشتی وظیفه عمومی مردم را بیان کرد: امروز نیز وظیفه ما در زمان بحران، ارتقای سطح آگاهی عمومی است. پدافند غیرعامل یعنی هر شهروند بداند در لحظهی حادثه چگونه عمل کند تا بار سیستمهای امدادی سبکتر شود. حفظ آرامش روانی جامعه در برابر شایعات دشمن، به اندازه شلیک یک موشک در جبههها اهمیت دارد.
گراوند در کلام آخر با توسل به بانوی صبر و استقامت، حضرت زینب(س)، عنوان کرد: سلام بر پرستار دلهای زخمدیده خرابههای شام؛ ما در مکتب شما یاد گرفتیم که در میان ویرانی باید جوانه داد و در همه حال به خدا امید داشت و ادامه داد.
انتهای خبر/

