به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، او را در آن اردوی معنوی ببینید: در هویزه، با متانت و وقار یک مرشد، با نگاهش خاطرات حماسه را ، برای فرهنگیان روایت میکند.
در علقمه، و نی زارها ی اروند ورود خانه ی پر خروش آن،اشکهایش با خاک سرخ، راز دل میگوید. در شلمچه، سجادها ش خاک داغ تنورههای دیروز است و دعایش، نجوایی با شهدای گمنام.
و در یادمان فتحالمبین، چشمانش از افتخار میدرخشد؛ گویی نام هر شهید را بر لوح قلبش ثبت میکند.
شهید مهدی حیدری، پاسدار امنیتی بود که ایمانش، بزرگترین سلاحش محسوب میشد.
مشرب خوب و اخلاق مثالزدنیاش، نه یک نمایش، که برونریزی یک درون پاک و مطهر بود.
هنوز قصه ی آن دختر بچه ی همراه اردوی راهیان نور را فراموش نمی کنم ،که با اشاره به مهدی حیدری فرمودند :[این پاسدار چقدر زیبا ونورانی هستند ؛وخوش سیما]
او به ارزشهای دفاع مقدس نه به عنوان یک خاطره، که به مثابه یک سبک زندگی جاری باور داشت.
این باور عمیق قلبی، او را از یک همراه ساده در اردو، به یک الگوی زنده تبدیل کرده بود.
پس از بازگشت به کوهدشت،برای او شروع یک مأموریت جدید بود:
پاسداری از آسایش مردم و حراست از انقلاب و دستاوردهای خون شهدا.
و زمانی که فتنهگران، با دستورکار بیگانه، امنیت این شهرستان را نشانه گرفتند، او در خط مقدم مقابله ایستاد.
شهادتش، تصادفی نبود؛ تکمیل سجادهای بود که از شلمچه آغاز کرده بود.
تیر دشمنان نظام و مزدوران استکبار، تنها جسمش را نشانه رفت،اما او باشهادت خویش،پرچم ایمان و وفاداری را بر فراز کوهدشت به اهتزاز درآورد.
شهید حیدری ثابت کرد که پاسدار واقعی،تا آخرین قطره خون،بر سر پیمان خود با خدا و مردم میایستد.
«روحش شاد و یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.»
عزیزمراد رحمتی اصل

