به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، عزیزمراد رحمتی، تحلیلگر مسائل سیاسی، نوشت: دشمن خیال نکند حیلهاش کارگر است؛ از آرش کمانگیر تا حاجقاسم، ایران همیشه یک تیر در چله داشته برای روز مبادا.
شجاعت در فرهنگ ایرانی، یک «رفتار» نیست؛ یک «هویت» است. ما از کودکی شنیدهایم که «رستم» تنها زور نداشت، تدبیر داشت. ما از نوجوانی دیدهایم که «شهید فهمیده» در ۱۳ سالگی، ترس را معنا نکرد.
ما در بزرگسالی لمس کردهایم که «حاجقاسم» چطور با ترسیدن از خدا، از هیچ قدرتی نترسید. این سرزمین، قهرمانپرور است چون دشمنشناس است. تاریخ کهن ایران زمین، پر است از لحظاتی که یک نفر، با شهامتِ یک نفر، مسیر یک جنگ را عوض کرده.
از میثم تمار که زیر شکنجه ساکت ننشست، تا بابک خرمدین که سالها خلیفه را به خاک سیاه نشاند. اما شجاعتِ امروزی یعنی چه؟ یعنی زن ایرانی در خیابان، در برابر زورگوییِ مامور نترسد؟ نه، عمیقتر از اینها. شجاعتِ امروزی یعنی: «در روزهای سخت اقتصادی، باز هم دست از تولید برنداری.؛ در روزهایی که دشمن میگوید تمام شدی، باز هم لبخند بزنی و بگویی ما هستیم.»
مقاومت یعنی، تسلیمناپذیری که سرداران نامآور این سرزمین، مثل شهید طهرانی مقدم، پدر موشکی ایران یا شهید شوشتری، و شهید همت از آن گفتند، یک حقیقت دارد: «ذلت نپذیری یعنی هیچوقت به خاطر نان، آبرویت را نفروشی.»
مردم ایران در تاریخ، هر بار که بین «شکم سیر با ذلت» و «شکم نیمهسیر با عزت»، انتخاب کردند، دومی را برگزیدند. این همان اتحاد و وحدت مردم در روزهای سخت است که دشمن را دیوانه میکند. دشمن فکر میکند با گرانی، با فشار، با دروغ و تحریم، مردم را از آرمانهایشان جدا میکند.
اما غافل از اینکه ایرانی، در سختترین لحظات، به یاد ریشههای کهنش میافتد. به یاد آن روزی که جدش زیر بار ستم نرفت. شهامت و شجاعتِ ایرانی، نه لجبازی که «درایت ایستادن» است.
همان درایتی که کوروش در فتح بابل، همان درایتی که نادر در هند، همان درایتی که امام خمینی در سال ۵۷ و همان درایتی که سلیمانی در عراق و سوریه نشان داد. و امروز، نوبت ماست.
نوبت هر ایرانیِ معمولی که در کوچه و بازار، با شهامتِ کوچک اما پیوستهاش، ثابت کند این سرزمین هنوز هم قهرمان میپرورد.

