به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، محمدجعفر محمدزاده، پژوهشگر تاریخ زبان و فرهنگ ایران، نوشت: زبان فارسی امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض دگرگونی قرار دارد. بخش بزرگی از ارتباطات ما در سپهر رایانه شکل میگیرد؛ سپهری که سرعت، اختصار و گفتوگوی بیواسطه ویژگی اصلی آن است.
طبیعی است در چنین سپهری، زبان گفتار بیش از گذشته وارد قلمرو نوشتار شود. این تحول، بهخودی خود نه عجیب است و نه الزاما زیانبار. زبان همواره از گفتار مردم تاثیر پذیرفته است. مشکل و آسیب از آنجا آغاز میشود که گفتار، بیقاعده و گسترده، جای نوشتار معیار را بگیرد.
فارسیزبانان در ایران و دیگر کشورها، گویشها و گونههای گفتاری متنوعی دارند. این گوناگونی بخشی از غنای فرهنگی و زبانی ماست و هر زبان و گویش، میراثی ارزشمند در خود دارد اما همین تنوع، ضرورت وجود یک صورت مشترک و معیار را بیشتر آشکار میکند. دو فارسیزبان ممکن است در گفتار، واژهها و ساختهای متفاوتی بهکار ببرند اما زبان معیار در نوشتار به آنها امکان میدهد یکدیگر را آسانتر و دقیقتر بفهمند.
از این منظر، زبان معیار رقیب گویشها نیست؛ پل ارتباطی میان آنهاست. پاسداری از زبان معیار به معنی کنار گذاشتن گویشها نیست بلکه به معنی حفظ جایگاه هر دو است؛ گویشها بهعنوان سرمایههای زبانی و فرهنگی و فارسی معیار بهعنوان زبان مشترک و فراگیر.
نوشتار همچنین حافظ ارتباط میان نسلهاست. زبان گفتار با سرعت بیشتری تغییر میکند اما نوشتار صورتهای پایدارتر زبان را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند. اینکه امروز میتوانیم فردوسی، بیهقی، نظامی، سعدی، مولوی و حافظ را بخوانیم، یکی از بزرگترین سرمایههای فرهنگی ماست. این امکان حاصل نوعی پیوستگی تاریخی در زبان نوشتاری فارسی است.
اگر هرکس همانگونه که سخن میگوید، بنویسد و صورتهای گفتاری و محلی بدون ضابطه وارد نوشتار شوند، بهتدریج شکل مشترک واژهها و ساختارهای نوشتاری تضعیف خواهد شد. این مسأله تنها دشواری خواندن و نوشتن امروز نیست. در درازمدت میتواند ارتباط نسلهای آینده را با میراث نوشتاری گذشته دشوار کند.
البته باید میان کاربرد هنری زبان شکسته و تبدیل شکستهنویسی به شیوه عمومی نوشتن تفاوت گذاشت. در داستان، نمایشنامه، شعر و گفتوگوهای داستانی، زبان گفتاری میتواند برای شخصیتپردازی و فضاسازی بسیار کارآمد باشد. سخن بر سر حذف زبان گفتار نیست. سخن بر سر آن است که زبان گفتاری را بیدلیل جایگزین زبان نوشتاریِ معیار نکنیم.
صمیمیت نیز الزاما به شکستن واژهها وابسته نیست. میتوان روان، ساده و صمیمی نوشت و در عین حال اصول نوشتار فارسی را رعایت کرد. انعکاس بیرویه زبان گفتار زمانی پدید میآید که تصور کنیم صمیمیت فقط با کنار گذاشتن قواعد نوشتاری امکانپذیر است.
از سوی دیگر زبان زنده الزاما زبان ثابت نیست. فارسی باید تغییر کند، واژه بسازد، از زبانهای دیگر بیاموزد و با نیازهای زمان هماهنگ شود. اما تغییر با بیقاعدگی یکی نیست. زبان میتواند نو شود بیآنکه پیوند خود را با گذشته از دست بدهد.
امروز که سپهر رایانه به یکی از مهمترین میدانهای تولید و انتشار نوشتار تبدیل شده، مسئولیت ما در حفظ این پیوستگی بیشتر است. کوتاهنویسی، سرعت و صمیمیت هیچکدام به معنی شکستن ساختار زبان نیست.
زبان معیار، ستون پیوستگی تاریخی فارسی است و گویشها و زبان مردم کوچه و محله شاخههای پربار این درختند. نه باید شاخهها را برید و نه مراقبت از تنه را فراموش کرد.
پاسداری از نوشتار معیار، در نهایت پاسداری از امکان خواندن گذشته، نوشتن امروز و گفتوگو با آینده است.

