زینب میرزایی، قهرمان کیک بوکسینگ کشوری از کوهدشت، با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، به مصاحبه تفصیلی نشستند؛ متن مصاحبه به شرح زیر است:
نقطه عطف ورود شما به دنیای ورزشهای رزمی، مسیر غیرمنتظرهای بود. لطفاً بفرمایید چه عاملی شما را به سمت کیکبوکسینگ سوق داد؟
ورود من به کیکبوکسینگ کاملاً تصادفی و در واقع یک چرخش سرنوشتساز بود. در حدود ۱۱ سالگی، قصد داشتم ورزش کاراته را آغاز کنم و برای ثبتنام به باشگاهی مراجعه کردم. اما غافل از اینکه آن مجموعه، تخصصی روی رشته کیکبوکسینگ تمرکز داشت. بدون درک کامل از ماهیت این رشته پرتحرک، همانجا ثبتنام کردم و ناخواسته، مسیر ورزشی و در نهایت هویت امروز من در این رشته رزمی شکل گرفت؛ مسیری که اکنون بخش حیاتی وجودم است.
در ابتدای این مسیر، انگیزه اصلی و حامیان فنی شما چه کسانی بودند که شما را به دنیای حرفهایها رهنمون شدند؟
بزرگترین نیروی محرکه من، بدون تردید پدرم بود. ایشان نه تنها حامی، بلکه اصلیترین مشوق من در تمام دوران بودند؛ همواره پشتم ایستادند و به تواناییهایم ایمان کامل داشتند. در کنار حمایت خانواده، نقش مربی خود، شیما حسنپور ، بسیار کلیدی بود که با دانش فنی و دیدگاه حرفهای، مسیر رشد مرا اصولی و مستحکم ترسیم کردند.
قهرمانی اغلب فقط بخشی از ماجراست. مهمترین چالشهایی که در مسیر قهرمانی، خصوصاً بهعنوان یک ورزشکار محجبه، با آن روبهرو بودید و کمتر دربارهشان صحبت شده است، چه مواردی بودند؟
یکی از بزرگترین موانع، نگاه و قضاوت جامعه بود. باور کنید بسیاری از افراد به سادگی میگفتند که امکان ندارد با حجاب کامل، ورزش رزمی انجام داد. بخشی از تمرینات من که در فضای باز یا محیطهایی با حضور نامحرم صورت میگرفت، فشار روحی مضاعفی را تحمیل میکرد. در مراحل اولیه، حتی با تمسخر نیز مواجه میشدم. این سختیها واقعاً طاقتفرسا بود، اما به مرور زمان، آموختم که این نگاهها را به یک پسزمینه بیاهمیت تبدیل کنم و امروز این مسائل تأثیری بر تمرکزم ندارند.
تلخترین تجربه شما در مسیر ورزش و زندگی، چه بود؟
تلخترین و سوزناکترین اتفاق زندگیام، فقدان پدرم بود. او تنها کسی بود که در پرتلاطمترین لحظات ورزشی و شخصی، سایهبان من بود. نبودنشان هنوز برایم دردناک است. خانوادهام همچنان حامی هستند، اما پدرم جایگاهی منحصربهفرد داشت که هیچ فقدانی قابل جبران آن نیست.
چه مسابقهای تاکنون برای شما دشوارترین و در عین حال مهمترین تجربه بوده است؟
بیشک مسابقات کشوری اخیر که ۲۰ آذرماه برگزار شد، سختترین میدان من بود. رقابت بسیار فشرده و سطح بالا بود، اما لطف خدا و زحماتم نتیجه داد و توانستم با کسب **مقام اول**، شیرینی این مسیر طولانی را بچشم.
برای حفظ اوج آمادگی، یک روز تمرینی معمولی شما چگونه سپری میشود؟
برنامه تمرینی من تقریباً بدون وقفه و روزانه است. در روزهای فرد، صبحها برای تمرینات هوازی و استقامتی به دویدن میروم و عصرها تمرین اصلی کیکبوکسینگ را اجرا میکنم. در روزهای زوج، تمرکزم بر بدنسازی رزمی و تقویت بنیه قدرتی است.
اگر بخواهیم وجه تمایز فنی شما را در میان ورزشکاران همرده مشخص کنیم، آن ویژگی چیست؟
از همان ابتدا، تمرکز ویژهای بر ضربات پا (Leg Kicks) داشتم. این نقطه قوت اصلی من محسوب میشود و همتیمیها نیز اذعان دارند که ضربات پای من، خصوصاً در لحظات حساس مسابقه، تأثیرگذارترین ابزارم است.
در تمرینات تخصصی، کدام مهارت را بیش از بقیه پرورش میدهید؟
تمرکز من بر تقویت ضربات پا، بهویژه «هدکیک» (ضربه پا به سر) است. در مسابقات، این نوع ضربه بالاترین امتیازات را به خود اختصاص میدهد و میتواند مستقیماً نتیجه مبارزه را رقم بزند.
برای حفظ این آمادگی جسمانی دائمی، تمرین هوازی (دویدن) چه جایگاهی در برنامه شما دارد؟
دویدن بخش غیرقابل حذف برنامه است. این تمرین ساده، نقشی حیاتی در ارتقای استقامت قلبی-تنفسی، قدرت بدنی و مهمتر از همه، افزایش تمرکز طولانیمدت در رینگ دارد.
چه هدفی در ورزش همچنان به شما انگیزه میدهد تا هر روز تمرین کنید؟
هدف نهایی من رسیدن به سطح تیم ملی و رویارویی با رقابتهای بینالمللی است. این رؤیا، همان نیرویی است که هر روز صبح من را وادار به حضور در تمرین میکند.
آیا در طول این مسیر چالشبرانگیز، لحظهای به کنارهگیری از ورزش فکر کردهاید؟
خیر. صادقانه بگویم، حتی یک لحظه نیز به ترک این مسیر فکر نکردهام؛ این رشته بخشی از سرنوشت من شده است.
به عنوان یک زن قهرمان، بزرگترین چالشی که برای ورزشکاران بانوی محجبه در صحنه ورزش کشور مشاهده میکنید، چیست؟
متأسفانه، به ورزشکاران محجبه بهطور شایسته و کافی بها داده نمیشود و این موضوع بسیار آزاردهنده است. این نگاه محدود صرفاً مختص یک شهر یا یک رویداد خاص نیست، بلکه در بسیاری از رقابتها و فضاهای ورزشی، این تبعیض مشهود است.
نگاه عمومی جامعه نسبت به زنان فعال در ورزشهای رزمی را چگونه ارزیابی میکنید؟
انصافاً باید بگویم که نسبت به گذشته، نگاهها عادلانهتر شده است، اما هنوز تا رسیدن به نقطه ایدهآل فاصله داریم. امیدوارم این روند مثبت و رو به جلو، با قدرت ادامه یابد.
توصیه شما به دختران جوانی که به ورزشهای رزمی علاقهمند هستند، اما شاید محدودیتهایی را مطرح میکنند، چیست؟
توصیه اول من این است که هرگز نگویند «وقت ندارم»، زیرا با گذشت زمان، پشیمانی بزرگی به همراه خواهد داشت. همچنین، باید توجه نکرد به کسانی که مدام میگویند «ورزش رزمی برای دختران مناسب نیست». برعکس، ورزشهای رزمی برای دختران عالی است؛ این رشتهها استقلال، اعتماد به نفس و توانایی دفاع از خود را به آنها میآموزد.
چشمانداز شما برای آینده کیکبوکسینگ بانوان در ایران چیست؟
با روندی که اکنون در حال شکلگیری است و استعدادهایی که ظهور میکنند، آینده بسیار روشنی در انتظار این رشته است. اگر حمایتها و مسیر فعلی حفظ شود، قطعاً میتوانیم در عرصه جهانی حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشیم.
اهداف بلندمدت شما فراتر از کسب مدال چیست؟ آیا مربیگری در برنامه شما قرار دارد؟
بله، قطعاً قصد دارم وارد حوزه مربیگری شوم. در حال حاضر نیز در سطوح آموزشی فعالیت دارم، اما میدانم که برای هدایت نسل بعدی به شکل مؤثر، نیاز به کسب تجربه، دانش فنی عمیقتر و تثبیت جایگاه حرفهای بیشتری دارم تا بتوانم مربی قوی و تأثیرگذاری باشم.
انتهای خبر/

