به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، در پی شهادتِ رهبر شهید انقلاب، سراسر ایران در تلاطمی از غیرت و ارادت غرق شد؛ موجی که به تجمعی حماسی بدل گشت و چون ستارهای در آسمان تاریخ این سرزمین به ثبت رسید. بیش از صد شبِ متوالی، خیابانهای کشور شاهد رژهای بیبدیل از ایمان و اراده بود؛ رژهای که در آن، مردم با پای دل به «میدانِ خیابان» گام نهادند.
آنچه در آغاز، فریادی برآمده از حنجرههای داغدیده بود، دیری نپایید که به ساختاری منسجم و استوار بدل شد. این «میدانِ خیابان»، دیگر نه یک تجمع ساده، بلکه کالبدی بود که روحِ ملی را در بر گرفته و به آن حیات میبخشید.
در روزهای نخست، حضور خودجوش و بیواسطه ملت، نقطه عطف این حماسه بود. مردم، فراتر از فراخوانها و دستورالعملها، با بصیرتی جمعی به میدان آمدند؛ نه تنها برای سوگواری، بلکه برای صیانت از مرزهای هویتی و تمامیتِ ارضیِ این خاک. شگفتا که این جوششِ عظیم، برخلافِ رفتارهای هیجانیِ گذرا، نهتنها رنگ نباخت، بلکه شب به شب با نظمی حیرتانگیز و عشقی پایدار، چون رودی خروشان در رگهای شهر جریان یافت.
تداوم این حضور، گواهی بر باوری عمیق بود؛ تعهدی که از سطح «سوگواری» عبور کرد و به «سبکِ زندگی» و «فریضهای ملی» بدل گشت. در نگاه این مردم، «خونِ امامِ شهید»، موتور محرکهای بود که آنان را برای حفظ کیانِ کشور به خیابانها میکشاند.
این تجربه، الگویی بیمانند از قدرتِ سرمایه اجتماعی است؛ ملتی که در سختترین بزنگاههای تاریخی، چون دژی تسخیرناپذیر در برابر طوفانِ حوادث ایستادهاند. این حماسه، نه یک خاطره، که نقشه راهی روشن برای آینده است؛ فریادی که در تاریخ طنینانداز شده تا به آیندگان بیاموزد: ارادهیِ ملتی که برای حفظِ اصالت و سرزمیناش ایستاده، هرگز شکستپذیر نخواهد بود.
در پشت صحنهیِ این حماسهیِ شبانه، شبکهای پیچیده و هماهنگ از کنشگرانِ انقلابی حضور داشتند؛ از شاعرانی که با کلامشان آتشِ غیرت را شعلهور میکردند و مداحانی که نوایِ حقطلبی را در دلِ شب طنینانداز میساختند، تا گردانندگانِ جایگاهها و موکبدارانی که با اخلاصِ تمام، این پیکرهیِ عظیمِ اجتماعی را چون زنجیرهای پولادین، استوار و منسجم نگه داشتند.
سمانه امرایی، مدیر حوزه علمیه خواهران کوهدشت، به تشریح نقش محوری خود در موکب امام خمینی کوهدشت، با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «کانون سبحان» به گفتگوی تفصیلی نشستند. متن گفتگو به شرح زیر است:
نقش شما در این میدان چه بود و دقیقاً چه کاری انجام میدادید؟
از همان لحظات اولیه، دغدغه اصلی ما برپایی موکب و ارائه خدمات بود. هرچند با محدودیتهای مالی مواجه بودیم، اما با لطف الهی و حمایت شهرداری، موکب امام خامنهای با حضور طلاب راهاندازی شد. بنده علاوه بر مدیریت کلی موکب، مسئولیت مشاوره دینی، پاسخگویی به مسائل شرعی، تسهیلگری ازدواج و تشویق نوجوانان و جوانان به تحصیل در حوزه علمیه را بر عهده داشتم. همچنین، بخشی از کارهای اجرایی نیز با هماهنگی گروههای تشکیلاتی صورت گرفت؛ معاونت فرهنگی پیگیر مسائل موکب بود، گروهی «پاتوق رزم» را راهاندازی کردند، گروهی دیگر «پویش سوره فتح» را مدیریت میکردند و در ادامه با صورتنگاری پرچم جمهوری اسلامی ایران بر دستان و صورت کودکان، فضایی شاد و انقلابی ایجاد شد.
میدان از کجا و چگونه شروع شد؟
میدان از همان زمان که رهبر معظم انقلاب بر حضور مردم تأکید فرمودند، در شهر ما نیز کلید خورد. در میدان مرکزی شهر، چندین موکب ساماندهی شد و مجموعههای فرهنگی فعال در این موکبها مستقر گردیدند. اگرچه شهرداری در تأمین زیرساختهایی مانند داربست و بنرها یاری رساند، اما حضور هیئتها و مردم به صورت خودجوش شکل گرفت. تأمین مالی این موکبها عمدتاً از محل نذورات مردمی صورت پذیرفت.
چه چیزی باعث شد میدان از یک حضور اولیه به تجمعی مستمر تبدیل شود؟
اول، تأکیدات مداوم و پیگیرانه رهبر معظم انقلاب. مردم به فرمایشات ایشان به عنوان ولی فقیه، با جان و دل لبیک گفتند و حضور خود را به عنوان یک تکلیف شرعی تلقی کردند. دوم، احساس تکلیف و مسئولیتپذیری مردم بود که حضورشان را به یک حضور مستمر و پرشور تبدیل کرد. وقتی احساس میشد که ممکن است مردم دچار خستگی شوند یا قضیه رو به پایان است، مجدداً با پیامهای حکیمانه رهبری، حضور در میدان مورد تأکید قرار میگرفت و این امر، پویایی میدان را تضمین میکرد.
میدان عملاً چگونه مدیریت و هماهنگ میشد؟
مدیریت و هماهنگی میدان بر اساس تشکیلاتی منسجم و گروهبندی شده صورت میگرفت. معاونت فرهنگی مسئولیت پیگیری امور موکب را بر عهده داشت. مردم همگام با مسئولان همراه با همکاری فعالان فرهنگی و خیرین، باعث ایجاد یک ساختار منظم شد که امکان ارائه خدمات متنوع و جذب حداکثری اقشار مختلف را فراهم میکرد.
چه کنشگرانی در شکلگیری و تداوم میدان مؤثر بودند و نقش هرکدام چه بود؟
علاوه بر نقش بیبدیل مردم که خود عامل اصلی این حضور خودجوش بودند، فرماندار شهر نیز با پشتیبانیهای مالی قابل توجه، نقش مهمی ایفا کردند. شهرداری نیز در تأمین زیرساختها و تجهیز موکبها کمک شایانی نمود. حوزههای علمیه نیز با حضور طلاب و ارائه خدمات مشاورهای و فرهنگی، حضوری فعال داشتند. این همافزایی میان نهادهای دولتی، مجموعههای فرهنگی و مردم، کلید تداوم میدان بود. مداحان با نوای خود به میدان شور مضاعف میدانند و در ادامه ضور هرشب مسئولان دلگرمی دو چندانی به مردم میداد که اهمیت این حضور را پیش از بیش درک کنند.
مردم چگونه در میدان حضور پیدا کردند و چه زمانی از مخاطب به مشارکتکننده تبدیل شدند؟
مردم با لبیک به فرمان رهبر انقلاب و احساس تکلیف، به صورت خودجوش در میدان حضور یافتند. در ابتدا شاید مخاطب بودند، اما با گذشت زمان و مشاهده تأثیرگذاری حضورشان، به مشارکتکنندگان فعال تبدیل شدند. این احساس تعلق خاطر و نقشآفرینی، باعث شد تا میدان از یک تجمع صرف، به فضایی پویا و اثرگذار بدل گردد. شور و اشتیاق وصفناپذیر جوانان و نوجوانان، گواه این تحول بود؛ بسیاری از آنها هویت خود را در این میدان پیدا کردند.
عناصر اصلی سازنده میدان چه بود؟
عناصر اصلی سازنده میدان مردم و مسئولان بودند که در کنار یکدیگر، موجب تداوم و موفقیت میدان شد شد. تأکیدات رهبری به عنوان ولی فقیه، حمایتهای مالی و پشتیبانیهای دولتی، مانند فرمانداری و شهرداری، حضور امام جمعه و نماینده مردم در مجلس، فعالیت مجموعههای فرهنگی و حوزویان و ایجاد فضاهای خدماتی و فرهنگی مانند موکبها از دیگر عناصر حیاتی بودند که در کنار هم، این پدیده را شکل دادند.
برنامه، محتوا، شعار، مداحی، سخنرانی و نمادها چه نقشی در میدان داشتند؟
برنامههای متنوع فرهنگی و مذهبی، نقش بسیار مهمی در جذب و حفظ حضور مردم داشت. شعارهای انقلابی، مداحیهای پرشور، سخنرانیهای تبیینگرانه و استفاده از نمادهای ملی و مذهبی، همگی در راستای تقویت هویت دینی و انقلابی و ایجاد حس همبستگی عمیق میان شرکتکنندگان عمل میکردند. این عناصر، محتوای غنی میدان را تشکیل داده و پیامهای اصلی را به طور مؤثر منتقل میساختند.
موکبها و خدمات چه نقشی در ساخت و تداوم میدان داشتند؟
موکبها به عنوان قلب تپنده میدان، نقشی حیاتی در ارائه خدمات مختلف ایفا کردند. از خدمات اولیه مانند پذیرایی و اسکان گرفته تا خدمات فرهنگی و مشاوره دینی، همه در این موکبها متمرکز بودند. حضور طلاب در موکبها و ارائه پاسخگویی به مسائل شرعی و تسهیلگری ازدواج، عمق بیشتری به فعالیتها بخشید. وجود این خدمات، میدان را از یک تجمع صرف، به پایگاهی برای ارائه خدمات اجتماعی و فرهنگی تبدیل کرد و در تداوم حضور مردم بسیار مؤثر بود.
رسانه، مالی و پشتیبانی چگونه به میدان کمک کردند؟ امکانات چگونه تأمین میشد؟ کدام بخش پشتیبانی، در صورت نبودن، موجب اختلال در میدان میشد؟
کمکهای مالی، عمدتاً از طریق نذورات مردمی تأمین میشد. پشتیبانیهای دولتی، به ویژه از سوی فرمانداری و شهرداری در بخش زیرساختها، نیز حائز اهمیت بود. رسانهها نیز با پوشش اخبار و انعکاس فعالیتها، در اطلاعرسانی و جذب مخاطب نقش داشتند. اگر هر یک از این بخشها، خصوصاً حمایتهای مالی و پشتیبانیهای زیرساختی نبود، قطعاً روند فعالیت میدان با اختلال جدی مواجه میشد.
چه چیزی باعث شد میدان از یک حضور اولیه به تجمعی مستمر تبدیل شود؟
یکی از مهمترین عوامل تداوم و پرشورتر شدن میدان، درک عمیق مردم از شرایط کشور و احساس مسئولیت دینی و ملی بود که هر بار سخن از حمله ایران به اسرائیل یا پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه به میان میآمد، حضور مردم در میدان با شور و هیجان بیشتری همراه میشد. برخلاف تصور برخی معاندان که میگفتند فقط قشرهای خاصی پای کار انقلاب هستند، ما دیدیم اقشار مختلف، از گرایشهای متفاوت تا نوجوانان کمحجاب، در میدان حضور پیدا کردند و برای رهبر شهیدمان ناراحت و دغدغهمند بودند.آنچه این حضور را به یک جریان مستمر تبدیل کرد، صرفاً هیجان لحظهای نبود، بلکه فهم این نکته بود که امروز نبردی میان تمام کفر و تمام اسلام در جریان است و مردم با هر عقیده و مرامی، برای سرافرازی ایران به میدان آمدهاند.
مردم چگونه در میدان حضور پیدا کردند و چه زمانی از مخاطب به مشارکتکننده تبدیل شدند؟
مردم از همان ابتدا فقط تماشاگر نبودند؛ خیلی زود به مشارکتکنندگان فعال تبدیل شدند. حتی نوجوانانی که شاید در ظاهر فاصلهای با فضای رسمی داشتند، در عمل نشان دادند که نسبت به رهبر شهید و آرمانهای انقلاب حساس و همراهاند. ما بهوضوح دیدیم که بخشهایی از جامعه که شاید برخی تصور میکردند با گفتمان انقلاب فاصله دارند، در میدان حاضر شدند و حتی از برخی نیروهای بهاصطلاح انقلابی، پرشورتر و خالصتر در صحنه ایستادند. این نشان میدهد که میدان توانسته بود از سطح یک حضور جمعی عبور کند و به صحنهای برای همدلی، مشارکت و هویتیابی تبدیل شود.
عناصر اصلی سازنده میدان چه بود؟
یکی از عناصر اصلی شکلدهنده میدان، ایمان و انگیزه قلبی مردم بود. من با ۱۵ سال سابقه فعالیت در حوزه علمیه خواهران، صادقانه میگویم که حضور صد شب در میدان را با هیچکدام از زحمات سالهای خدمتم عوض نمیکنم. این حضور، برکت و رحمتی الهی بود که در دل مردم نازل شد. مردم با این باور وارد میدان شدند که سرباز امیرالمؤمنین(ع)، سرباز رسول خدا(ص) و سرباز امام عصر(عج) هستند. همین درک عمیق، عنصر اصلی پایداری میدان بود. فهم مشترک مردم از حق و باطل، و احساس وظیفه برای ادای دین در بزنگاه تاریخی، از مهمترین ارکان تداوم این حضور بوده است.
به نظرتون دستاورد های میدان چه بود؟
در این فضا، امر به معروف و نهی از منکر فقط یک شعار نبود، بلکه بهصورت عملی در رفتار مردم دیده میشد. ما به عینه دیدیم که مردم چگونه این فریضه را در میدان زندگی میکردند. از مهمترین دستاوردهای این میدان، تأثیرگذاری بر نسل نوجوان و جوان بود؛ نسلی که در معرض جنگ نرم و روایتسازی رسانهای دشمن قرار داشت. اما در میدان، با گفتوگو، ارتباط انسانی و رفتار بدون تعصب، بسیاری از جوانان نسبت به پوشش، باورها و نظرات خود دچار تحول شدند. همین فضای تربیتی و اقناعی باعث شد میدان فراتر از یک تجمع عادی، به محیطی برای بازسازی هویت دینی و ملی تبدیل شود.
مهمترین مسئلهها، خطاها، موانع یا آسیبهای میدان چه بود؟
یکی از آسیب هایی که میشود به آن اشاره کرد حضور دختر و پسران نوجوان ما در این شب ها، در یک محیط و در کنار هم بود که ما با نظارت و مدیریت تلاش کردیم که مسئله حادی صورت نگیرد، در آغاز هم ممکن بود برخی تصور کنند چون من مدیر حوزه علمیه خواهران هستم، برخوردی سختگیرانه یا تحمیلی با نوجوانان و جوانان دارم. اما تجربه میدان نشان داد که این نگاه درست نیست. ما تلاش کردیم با نگاه محبتآمیز و غیرتعصبی با همه نوجوانان، چه با حجاب و چه کمحجاب، ارتباط بگیریم و همین رویکرد، بسیاری از سوءتفاهمها را از بین برد.
به اعتقاد من، یکی از آسیبهای جدی، همین پیشداوریها درباره دینداران و فعالان فرهنگی است. از طرف دیگر، جنگ نرم و تأثیر رسانههای معاند میتوانست نسل جوان را از هویت اصلی خود دور کند، اما همین میدان توانست بخشی از این آسیب را جبران کند.
اگر بخواهید این تجربه را آموزش دهید یا در میدان دیگری تکرار کنید، چه الگویی ارائه میدهید؟
اگر بخواهم این تجربه را بهعنوان الگو معرفی کنم، میگویم اصل ماجرا در شناخت درست مردم، حضور مستمر، مدیریت تشکیلاتی، و ارتباط بدون تعصب با نسل جوان است. این میدان نشان داد که وقتی مردم با باور قلبی، احساس تکلیف شرعی و اعتماد به راهبردهای رهبری وارد صحنه شوند، حتی یک حضور ۱۰۰ شبه هم میتواند به یک الگوی ماندگار تبدیل شود به باور من، این تجربه قابل تکرار است؛ به شرط آنکه هم معنویت در آن باشد، هم کار تشکیلاتی، هم مدیریت دقیق، و هم نگاه پدرانه و مادرانه به نوجوانان و جوانان.
انتهای خبر/






