به گزازرش پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، محمدجعفر محمدزاده، پژوهشگر تاریخ زبان و فرهنگ ایران نوشت: من از دوستداران تیم فوتبال خیبر خرمآبادم؛ نه از امروز، بلکه از سه چهار دهه پیش، از روزهایی که این تیم در لیگهای دسته یک و جام حذفی حضور داشت. در دهه شصت در لاهیجان دانشجو بودم که برای تماشای بازیهای خیبر و ملوان به بندر انزلی میرفتیم؛ بنابراین، آنچه مینویسم، از نگاه یک هوادار قدیمی خیبر خرمآباد با دغدغه پاسداشت زبان فارسی و هویت ملی ایران است.
در خبرها خواندم که ورزشگاهی بزرگ که نام اصلی آن شهدای لرستان است، با نام «لر آرنا» در خرمآباد، با حمایت مسئولان، استانداری لرستان و باشگاه خیبر خرمآباد در حال راهاندازی است. بیتردید، فراهمشدن چنین مجموعهای برای ورزش استان و هواداران پرشور خیبر، اتفاقی فرخنده است؛ اما به گمان من، این نامگذاری از دو جهت نیازمند بازنگری است: استفاده از واژهای بیگانه بهجای واژه فارسی و واردکردن عنوانی قومیتی به نام یک مجموعه ورزشی.
نخست؛ چرا «آرنا» بهجای «ورزشگاه»؟ در زبان فارسی، واژه روشن، آشنا و رسای «ورزشگاه» را داریم. چه ضرورتی دارد که برای نامگذاری یک مجموعه ورزشی، واژهای بیگانه را جایگزین آن کنیم؟ ممکن است گفته شود که چنین نامگذاریهایی در استانی دیگر نیز شده است؛ اما پیداکردن یک نمونه اشتباه، به معنای درستی آن کار نیست. اگر در جایی از زبان فارسی غفلت شده، نباید همان اشتباه را تکرار کرد؟
نامگذاری اماکن عمومی فرصتی برای توجه و پاسداشت زبان ملی است. مسئولان و مدیران باشگاه خیبر میتوانند با انتخاب نامی درست و ایرانی، هم به این تیم و هوادارانش احترام بگذارند و هم سهمی در تقویت زبان مشترک ایرانیان داشته باشند.
دوم؛ نباید ورزش را با قومیت پیوند بزنیم؟ خیبر بیش از چهار دهه است که با نام «خیبر خرمآباد» در فوتبال ایران شناخته میشود. اگر مسئولان باشگاه قصد دارند دامنه هواداری و اعتبار تیم را از خرمآباد به سراسر استان گسترش دهند، میتوانند نام «خیبر لرستان» را در نظر بگیرند. این نام، گستره جغرافیایی موردنظر را نشان میدهد، بیآنکه لازم باشد عنوانی قومیتی وارد نام تیم یا ورزشگاه شود.
در همین چارچوب، به نظر من، نام «خیبر خرمآباد» یا «خیبر لرستان» بر «خیبر لرتباران» که گاهی در گفتگوها، خبرها و شعارهای روی سکوها شنیده میشود، برتری دارد. سخن بر سر ارزشمندی هویت و فرهنگ لری نیست؛ سخن بر سر این است که نام یک تیم ورزشی تا چه اندازه باید بر تعلق قومی تأکید کند. نام شهر یا استان، ضمن حفظ پیوند تیم با خاستگاهش، امکان همراهی و هواداری همه ایرانیان را فراهم میکند؛ اما عنوانهای قومیتی ممکن است ناخواسته مرزبندیهایی ایجاد کنند که با کارکرد همبستگیآفرین ورزش سازگار نیست.
در فوتبال ایران، تیمهای متعددی با نام شهرها و مناطق جغرافیایی خود شناخته میشوند؛ از ملوان بندر انزلی و نفت آبادان گرفته تا فجر سپاسی شیراز، مس رفسنجان و تراکتور تبریز. این نامها پیوند تیمها با خاستگاه خود را نشان میدهند، اما درعینحال، امکان هواداری مردم دیگر مناطق کشور را نیز فراهم میکنند.
تصور کنیم اگر چنین الگویی از نامگذاری قومیتی گسترش یابد، آیا فردا باید منتظر نامهایی چون «ترک آرنا» و ترکتباران،«گیل آرنا» و گیلتباران، «کرد آرنا» و کردتباران یا «بلوچ آرنا» و بلوچتباران برای ورزشگاهها و تیمهای کشور باشیم؟ علاقه به زبان، فرهنگ و میراث تاریخی هر منطقه، امری طبیعی و ارزشمند است؛ اما هویت محلی نباید در برابر هویت ملی قرار گیرد و ورزش نیز نباید به عرصهای برای برجستهسازی مرزبندیهای قومی تبدیل شود.
تجربه تاریخی برخی کشورها، از جمله یوگسلاوی، نشان میدهد که رقابتهای ورزشی در شرایط خاص میتوانند به بازتاب و تشدید اختلافهای سیاسی و هویتی کمک کنند. البته فروپاشی یک کشور را تنها به ورزشگاهها و شعارهای هواداران فروکاسته نمیشود؛ اما این تجربه یادآور میشود که هیجانهای ورزشی، اگر در مسیر تشدید شکافهای اجتماعی قرار گیرند، ممکن است پیامدهایی فراتر از میدان ورزش داشته باشند. از همین رو، در نامگذاریها باید به پیامدهای فرهنگی و اجتماعی نیز توجه کرد.
خیبر میتواند مایه افتخار خرمآباد و سراسر لرستان باشد و در همان حال، تیمی محبوب برای ایرانیان در هر گوشه کشور بماند. ورزشگاه آن نیز بهتر است نماد همین پیوند باشد: افتخار به خاستگاه محلی، پاسداشت زبان فارسی و تقویت همبستگی ملی. ورزش باید پلی برای پیوند ایرانیان باشد، نه زمینهای برای پررنگتر کردن مرزهای میان آنان.

