• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Friday - 3 July - 2026
یادداشت؛

ناگسستنی مردم و خادمِ شهید

  • کد خبر : 92910
  • ۱۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
ناگسستنی مردم و خادمِ شهید
شهر در انتظار آخرین سلام است؛ این روزها خیابان‌ها آرام‌تر از همیشه، گام‌های بی‌قرارِ مردمی را میزبانی می‌کنند که برای وداع با خادمِ خود آمده‌اند؛ مردی که شکوهِ خدمت را در سادگی یافت و نامش را با صبوری در جانِ محرومان حک کرد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، عزیزمراد رحمتی، کارشناس مسائل سیاسی، نوشت:  این روزها گویی زمان در شهر متوقف شده است؛ کوچه و خیابان‌ها با نفسی متفاوت، آرامشی سنگین را تجربه می‌کنند. شهر یک‌صدا در انتظار لحظه‌ای بزرگ است؛ لحظه وداع با مردی که نامش در حافظه جمعی مردم، با «خدمت صادقانه» و «صبر در برابر ناملایمات» گره خورده است.

«وقتی دل‌های بی‌قرار به سوی آفتاب می‌روند»، گویی مسیرِ وداع، به جاده‌ای برای تجدید میثاق تبدیل می‌شود. مردمِ سوگوار، نه تنها برای یک تشییع، که برای ادای دین به مردی آمده‌اند که در روزهای سخت، در کنارشان ماند، دردهایشان را بی‌واسطه شنید و سنگینیِ غم‌های جامعه را با جان و دل پذیرا شد.

این وداع، نه یک مراسم تشریفاتی، بلکه روایتگرِ عشقی است که نه با تبلیغات، بلکه در بطن زندگی و میدانِ عملِ یک «امامِ شهید» شکل گرفت. او که نمادِ «قدرت در اخلاص» و «بزرگی در مهربانی» بود، سفره دلش همواره برای محرومان گسترده بود.

در این یادداشت، آنچه بیش از همه خودنمایی می‌کند، ایستادگیِ این خادم شهید در برابر طوفانِ تهمت‌ها، بی‌مهری‌ها و زخم‌زبان‌هاست. با وجود تمامی فشارهای زمانه، قامتش در برابر سختی‌ها خم نشد؛ چرا که عمیقاً باور داشت مسئولیت، امانتی‌ست که باید با سلامتِ نفس به سرانجام برسد.

امروز در هر قدمِ شهروندانی که در مسیرِ وداع گام برمی‌دارند، داستانی نهفته است. مردم با حضور خود پیام روشنی دارند: آن‌ها حقیقت را نه در هیاهوی رسانه‌ای و جنجال‌های سیاسی، بلکه در سیره عملی و منشِ بی‌تکلف او جست‌وجو کردند و یافتند.

حالا شهر آماده است تا «آخرین سلام» را نثار کند؛ سلامی از جنس وفا و دلتنگی که عهدی ماندگار را با آرمان‌های این شهید پیوند می‌دهد. ای امامِ شهید؛ امروز دل‌های بی‌شماری در مسیر تو قدم می‌زنند؛ نه فقط با اشک، که با خاطراتی که در لایه‌های پنهانِ قلب مردم، هرگز نخواهند مرد.

امروز هر قدمی که مردم در این مسیر برمی‌دارند، یک روایت است؛ روایتی از عشقی که در هیاهو ساخته نشد، بلکه در متن زندگی و در میدان عمل شکل گرفت. او با زخم‌ها، بی‌مهری‌ها و تهمت‌ها روبه‌رو شد، اما هرگز قامتش در برابر سختی‌ها خم نشد. با صبر ایستاد، با باور به امانت بودن مسئولیت خدمت کرد، و با رفتار خود نشان داد که حقیقت را باید در عمل جست‌وجو کرد، نه در جنجال و هیاهو.

امروز مردم با اشک، محبت و خاطراتی که در دل دارند، آمده‌اند تا آخرین سلام را نثار کنند؛ سلامی که تنها یک بدرقه نیست، بلکه نشانه‌ای از وفاداری به راه و مرامی است که او نمایندگی می‌کرد. این سلام، سلامی از جنس دلتنگی و عهد است؛ عهدی که در حافظه جمعی مردم باقی خواهد ماند.

شهر امروز فقط شاهد یک مراسم نیست؛ خودِ شهر به صحنه‌ای از همدلی، اندوه و احترام بدل شده است. دل‌های بی‌قرار، در مسیر او قدم می‌زنند؛ با اشک، با خاطره، با دعایی که بر لب دارند. و این شاید معنای واقعیِ ماندگاری باشد: آن‌گاه که یک انسان نه با سخن، بلکه با زندگی‌اش در دل مردم جای می‌گیرد.

ای امام شهید؛ امروز شهر، در انتظار آخرین سلام، با تو وداع می‌کند؛ اما نامت در یادها می‌ماند و خاطره‌ات در دل‌ها زنده خواهد ماند.

لینک کوتاه : https://www.kanoonsobhan.ir/?p=92910

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.