به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کانون سبحان، عزیزمراد رحمتی، کارشناس مسائل سیاسی، نوشت: این روزها اگر کسی بخواهد حقیقت روح ملت ایران را بفهمد، لازم نیست در گزارشهای رسمی و تحلیلهای سرد سیاسی جستوجو کند؛ کافی است دل به صحن و سرای حضرت رضا (ع) بسپارد، جایی که اشک مردم، فریاد مردم و عهد مردم، یکصدا از تداوم راه شهیدان سخن گفت. آن وداع باشکوه با امام شهید، فقط یک مراسم احساسی و عاطفی نبود؛ یک پیام روشن سیاسی، اعتقادی و تاریخی داشت. پیامی که میگفت ملت ایران هنوز بر سر عهد خود ایستاده و حاضر نیست عزت و استقلالش را در بازار معامله قدرتهای زورگو به حراج بگذارد.
اما درست در همین روزها، باز هم صدای مذاکره و اعتمادسازی از گوشه و کنار به گوش میرسد. گویی عدهای هنوز هم تصور میکنند میتوان با لبخندهای دیپلماتیک، با پیشنویسهای بزکشده و با وعدههای تکراری طرف مقابل، راهی برای نجات گشود. پرسش اصلی همینجاست: کدام تجربه، کدام منطق و کدام نشانه به اینان آموخته که دشمنِ آزموده را باید دوباره آزمود؟ مگر همین طرفی که امروز پشت میز مذاکره نشسته، همان جریانی نیست که دستش به خون فرماندهان مقاومت، دانشمندان هستهای و فرزندان این سرزمین آلوده است؟ مگر میشود هم در مراسم وداع با شهیدان اشک ریخت و هم با عاملان و حامیان همان جنایتها، از درِ مصالحه و اعتماد وارد شد؟
ملت ایران در حرم رضوی، با بغضی فروخورده اما ارادهای استوار، حرف خود را زد. آن جمعیتِ سیلآسا که با ندای «الوداع یا امام شهید» بدرقهکننده پیکر مقاومت بود، در حقیقت بار دیگر به تاریخ اعلام کرد که راه این ملت، راه ایستادگی است نه راه تسلیم. این صدا را نمیتوان نشنید، این پیام را نمیتوان تحریف کرد و این حضور را نمیتوان به حاشیه راند. آن وداع بزرگ، چیزی فراتر از یک سوگواری بود؛ تجدید بیعتی بود با خون شهدا، با آرمان مقاومت و با عزتی که این ملت برای بهدست آوردنش هزینههای سنگین داده است.
از همینرو، خطاب به تیم مذاکرهکننده باید صریح گفت: اگر هنوز خود را وامدار این مردم، این پرچم و این خونها میدانید، نمیتوانید در فضای سرد و بیروح مذاکرات، چنان سخن بگویید که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و هیچ خونی بر زمین نریخته است. نمیشود صدای مادران داغدار را نشنید اما صدای طرف آمریکایی را با دقتی وسواسگونه دنبال کرد. نمیشود فریاد «مرگ بر آمریکا» در میان مردم را نادیده گرفت اما همچنان از گشایش و توافق با همان دشمن سخن گفت، آن هم دشمنی که بارها و بارها نشان داده نه به عهد پایبند است، نه به اصول اخلاقی و نه حتی به قواعدی که خود مدعی آن است.
مسئله این نیست که دیپلماسی ذاتاً مذموم است؛ مسئله آنجاست که دیپلماسیِ بیعزت، دیپلماسیِ منفعل و دیپلماسیِ چشمدوخته به لبخند دشمن، دیگر اسمش تدبیر نیست. این، همان خطایی است که بارها هزینه بر کشور تحمیل کرده است. هر مذاکرهای زمانی معنا دارد که از موضع اقتدار باشد، نه از موضع نیاز؛ از موضع حفظ کرامت ملی باشد، نه از موضع دلبستن به وعدههای توخالی. اگر قرار است مذاکرهای در کار باشد، باید میدانِ دفاع از منطق انقلاب و عزت ملت باشد، نه محلی برای عقبنشینی نرم، فرسایش اراده ملی و توجیه امیدهای بیسرانجام.
وداع باشکوه مردم با امام شهید، یک وصیتنامه نانوشته برای امروز ما بود. در آن اشکها، در آن نالهها و در آن فریادهای آمیخته با اندوه و خشم، پیامی روشن نهفته بود: خون شهید نباید خرج سازش شود. ملتی که عزیزترین فرزندانش را در راه امنیت، استقلال و مقاومت تقدیم کرده، از مسئولانش انتظار ندارد که دشمن را راضی کنند؛ انتظار دارد دشمن را ناامید، عقبنشین و وادار به پذیرش حق ملت کنند. این ملت، عزت میخواهد، نه آرامش مصنوعی بر پایه لبخند کسانی که هر لحظه آماده خنجرزدن از پشتاند.
تاریخ نیز در اینباره قضاوتی روشن خواهد داشت. فردا کسی از تعداد نشستها، ضیافتها و گفتوگوهای تشریفاتی یاد نخواهد کرد؛ آنچه در حافظه ملت باقی میماند، این است که در بزنگاه حساس، چه کسانی با مردم و آرمان شهدا ماندند و چه کسانی دل به میزهایی بستند که خروجیاش چیزی جز اتلاف وقت، فشار بیشتر و جسورتر شدن دشمن نبود. تاریخ، وداعهای بزرگ را خوب به خاطر میسپارد؛ همانطور که سکوتها، غفلتها و خطاهای بزرگ را هم فراموش نمیکند.
امروز چشم ملت به غیرت مسئولان است. این مردم، با همه سختیها و زخمها، هنوز پای انقلاب و مقاومت ایستادهاند. سزاوار نیست که این ایستادگی، در اتاقهای بسته مذاکره به زبان مصلحتاندیشیهای کمرمق ترجمه شود. اگر تیم مذاکرهکننده واقعاً خود را نماینده ملت میداند، باید صدای ملت را از حرم، از خیابان، از تشییع شهدا و از دل مادران داغدار بشنود؛ همان صدایی که میگوید عزت این کشور، خط قرمز ماست.
پس اکنون وقت آن است که این حقیقت با صراحت گفته شود: مذاکره اگر قرار است باشد، باید ابزار تثبیت اقتدار ملی باشد، نه پوششی برای عقبنشینی. و اگر چنین نیست، شرافت آن است که بساط این خوشباوریهای فرسوده جمع شود. مردم ایران نشان دادهاند که اهل ایستادگیاند و راه خود را از میان آتش و خون هم پیدا میکنند. مسئولان نیز باید تکلیف خود را روشن کنند؛ یا در قامت مدافع عزت ملت بایستند، یا آماده باشند که در داوری تاریخ، پاسخگوی پشتکردن به ندای حرم و خون شهیدان باشند.

